مرتضى راوندى
607
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
در اسلامبول ، نوشته ، از لزوم انشاى راهآهن بين آناطولى و ايران و هند ، سخن مىگويد و مىنويسد : « جنابعالى خوب مطلع هستيد كه در اين اوقات به جهت راه آناطولى از جانب دولت انگليس ، اهتمامات و اقدامات كلى به عمل مىآيد ميان طرحهاى متعدد كه محل گفتگو شده ، طرح سررولندما كدونالد استفانسون مسلما از همه بهتر و سهلتر و به حال شرق ، مناسبتر است . . . در معنى ، مركز اين مذاكرات در خدمت جنابعالى خواهد بود . هيچ نوع تقويت و راهنمايى را از او دريغ نفرماييد . . . در راهآهنى كه بايد از آناطولى و از ايران تا هند برود ، مداخله و شراكت جنابعالى از جمله وظايف دولتى خواهد بود . . . سالهاست كه هم جنابعالى و هم بنده ، مشغول اين مسألهء راهآهن هستيم . چنان كه تصديق خواهيد فرمود ، مسلما بيعيبتر از طرح اين شخص طرحى بميان نخواهد آمد . دقايق مطلب را بطورهاى پخته كه شيوهء معروف جنابعالى است به حضرات بابعالى درست حالى بفرماييد . . . نكتهاى بايد در آنجا درست حالى كرد ، اين است كه سررولندما كدونالد استيفانسون انگليسى صرف است ، يعنى آدم درست و حرفش حرف ولى ساده و قطعى . از طول و تفصيل و از آن معطليهايى كه شيوهء اولياى دول مشرق است خيلى برى است ؛ لهذا بايد مواظبت و التفات مخصوصى كرد كه وكيل او را در آنجا زياد معطل نكنند . . . - 16 شهر ذى القعدة الحرام 1295 - ملكم . » « 1 » از تهران تا تبريز : كنت دوگوبينو هنگام مراجعت به فرانسه ، مىنويسد : از تهران تا تبريز را با پست ، در ظرف هفت روز مىتوان طى كرد ، ولى در بهار و تابستان كه هوا مساعد و خوب است ، با عوض كردن اسب ، اين راه را در ظرف چهار روز ممكن است طى كرد . ولى چون اكنون زمستان است ، تصور نمىكنم زودتر از هفت روز بتوان اين راه را طى كرد . « 2 » فرانسوى ديگرى به نام فوريه ، ضمن توصيف مسافرت خود از رشت به بندر مارسى ، از بدى راه بين اسماعيلآباد و خزران سخن مىگويد : « تاكنون چقدر قافلهها كه بين اسماعيلآباد و خزران از ميان رفتهاند و درهها از استخوان آنها پر شده . طوفان و بوران كه در زمستان در اين قسمت زياد است راه را كور مىكند و حيوانات و عابرينى كه راه را گم كنند ، به ته درههاى پر از برف فرو مىافتند . » « 3 » فوريه از وضع چاپارخانهء پاچنار به بدى ياد مىكند ، و مىنويسد ، آنقدر خراب و كثيف بود كه من ترجيح دادم شب را در بالاى بام بخوابم ، و دربارهء چاپارخانهء منجيل مى - مىنويسد : اتاقى كه من در آن سكنى گزيدم ، پر بود از يادگارهاى مختلفى كه بعضى شعفانگيز و برخى حزنآور بود . مسافرى كه از بيرون رفتن از ايران چندان متأثر نبوده ، مضمون ابيات ذيل را يادداشت كرده است : « خوشا به حال كسانى كه از اينجا مىروند . خدا رحم كند به احوال آنها كه به اينجا مىآيند و روزگار به داد آنها برسد كه در اينجا مىمانند . » ديگرى چنين نوشته : « ايران حكم بهشت را دارد اما براى بيشعوران . » اين يادگارها بعضى به يونانى است بعضى به ايتاليايى ؛ عدهاى هم به اسلامبولى و بيش از همه به انگليسى . « 4 »
--> ( 1 ) . يكصد و پنجاه سند تاريخى از جلايريان تا پهلوى ( دورهء قاجار ) ، پيشين . ص 243 - 242 ( به اختصار ) . ( 2 ) . ر ك : سه سال در دربار ايران ، پيشين . ص 115 . ( 3 ) . سه سال در دربار ايران ، پيشين . ص 304 . ( 4 ) . ر ك همان . ص 306 - 305 .